السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

218

تفسير الميزان ( فارسي )

شبيه به آيات اين سوره است ، كه با مراجعه به سوره كهف و تامل در مضمون آن آيه و آيات آخر اين سوره مطلب روشن مىشود . علاوه بر اين ، مگر رنج و محنت و آزارى كه رسول خدا ( ص ) در مدينه از منافقين و بيماردلان و جفاكاران سست ايمان ديد ، كمتر و آسانتر از محنتهايى بود كه در مكه از مشركين ديد ، مراجعه به اخبار راجع به زندگى آن جناب ثابت مىكند كه اگر دشوارتر نبوده كمتر هم نبوده است . عنوان آثم و كفور هم تنها شامل كفار مكه نيست ، در مدينه هم كفار و آثم بودند ، و اصولا قرآن كريم در آياتى چند آثم را براى جمعى از مسلمانان اثبات كرده ، نظير آيه « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الإِثْمِ » « 1 » ، و آيه « وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِه بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِيناً » « 2 » . و در مجمع البيان است كه عياشى به سند خود از عبد اللَّه بن بكير از زراره روايت كرده كه گفت : از امام باقر ( ع ) از معناى آيه * ( « لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً » ) * پرسيدم ، فرمود : يعنى چيزى بود ولى مذكور نبود « 3 » . مؤلف : در آن كتاب از عبد الاعلى مولاى آل سام هم روايت كرده كه وى نظير اين معنا را از امام صادق ( ع ) نقل كرده « 4 » . باز در همان كتاب از عياشى نقل كرده كه او به سند خود از سعيد حذاء از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : يعنى در علم خدا مذكور بود ، ولى در خلق مذكور نبود « 5 » . مؤلف : يعنى انسان قبل از خلقتش در علم خدا ثبوتى داشت ، و سپس مخلوقى بالفعل شد و جزو خلائق مذكور شد . و در كافى به سند خود از مالك جهنى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير اين جمله فرمود : مقدر بود ولى مذكور نبود « 6 » . مؤلف : اين معنا همان معناى حديث سابق است . و در تفسير قمى در ذيل آيه مذكور آمده : يعنى نه در علم بود و نه در ذكر . و در حديثى ديگر

--> ( 1 ) اثم و گناه هر يك از مسلمانان به گردن خودش است . سوره نور ، آيه 11 . ( 2 ) و كسى كه خودش خطا يا اثمى را مرتكب شود ، و آن گاه به گردن بىگناهى بيندازد و بال و بهتان بزرگى را به دوش كشيده است . سوره نساء ، آيه 112 . ( 3 و 4 و 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 406 . ( 6 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 147 ، ح 5 .